X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
دل نوشته
شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 10:16 ب.ظ

 خسته  شدم از این شنبه و یکشنبه

خسته شدم از این شب و روز

خسته شدم از  این شام و نهار

خسته شدم از این سلام های الکی

خسته شدم از بیماری

خسته شدم از خنده های بی معنی

از این که پله پله به سمت مرگ می روم

و زندگی نامیده ام

من مسافر مقصد نا معلومم

و چه بی خیال  در زندگی غرق ام

لذتش پایا نیست

غمش جانکاه است

و زاد روزم با مرگ عجین است

می خواهم ارامش داشته باشم

جایی که بنایش سست است

خانه اش ویران است

طوفانی دهشتناک می وزد  

و من ارامش می خواهم

و بهشتی را می جویم که نیست