X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دل نوشته
پنج‌شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 10:34 ق.ظ

 روزهایم به ارامی طی می شوند 

 شبم اما نه !

  شبم  خوفناک است 

 خودمم هم نمی دانم چرا ؟

گویا  اشباح در شب  تواناترند 

و مرا تنها می بینند 

 می دانی چرا ؟

 برای این که تو در برم نیستی 

 برای این که از بوسه تو خالیم 

 برای این که گرمی تنت  را حس نمی کنم 

می دانی اگر تو باشی 

 تو را حس کنم 

 اشباح فرار می کنند 

 وقتی تو نیستی 

 شبم پر حادثه است 

 دلم  بی تاب است 

خودم گیچم و می ترسم 

مگر نمی دانی  تنهایی ازارم می دهد 

 کجایی؟

 بیا  با بوسه هایت مرا ارام کن