X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
دل نوشته
جمعه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 04:11 ب.ظ

خاطره می افریند 

خاطره می سازد 

بوسه می دهد 

بوسه می گیرد 

 به یک باره پر می کشد 

 چون پرنده ایی که عقاب دیده است 

دستم به او نمی رسد 

بگویم خواب دیده ایی 

 عقابی نیست !

چرا می ترسی 

باغ ارام است 

هراسانی چرا ؟

من دوستت هستم 

 بیا به باغ مهربانی 

 بوسه ایی دو باره زندگی را شیرین می کند 



|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در جمعه بیستم اردیبهشت 1392  | یک نظر
 ساحل

ساحل  چشمانت مرا به خود می خواند  

کوهسار پر گل اندامت مرا به خود می کشد 

 گرمی دلت  دلم را می رباید 

اغشوت بی صدا مرا صدا می کند 

نگاهم می لغزد برگیسوان دل انگیزت 

 خاطره منی 

گل مریمم 

|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392  | نظر بدهید
 اغوش

اغوشت مرا هستی می بخشد 

و بوسه ی  مرا  به وجد می اورد 

تمام خاطره ام توی ی

قلبم  به تپش  قلب تو زنده است 

 خانه خراب است  اگر تو نباشی 

 دوستت دارم  

گل مریم

|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392  | یک نظر
 انار

بهار امده با باران 


و شکوفه های انار برای امدن بی تابی می کنند 


چند تایی هم امده اند 


با دیده های سرخ گون


جشنی به پاست 


زندگی بازی قشنگی است 


گلها هر یک اناری می شوند 


با دانه های بلورین 


دانه های با دل پر خون 

|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392  | یک نظر
 خورشید

چشم باز که می کنم 

سپیده را می بینم 

و افتاب را که در شرق طلوع کرده 

و گل را می بینم که شکوفه هایش باز شده 

و شمعدانی ها را که می خندند  از شادی 

منم شاد می شوم چون  قلبم هنوز می تپد 

و چشمانم تو را می بیند 

تو را که عشق را در دل من تاباندی 

 من زنده ام  به افتاب سوزنده عشق تو 

 دوستت دارم

 حتی اگر در فاصله خورشید با من باشی 



|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392  | 2 نظر
 بارون

بارون که نمی اد 

زمین خشک می شه 

سبزه ها می میرند 

گلا خم می شن 

منم افسرده می شم 

 تو کجایی ؟

خاطره  من

دلم  داره ترک بر می داره 

 از بی ابی 

   بوسه تو را می خواد 

 تو کجایی ؟

 من از تو می گم 

 زندگیم بی تو  برام تلخه 

می دونی کنارم که باشی 

می دونی در برم که باشی 

 می دونی  با هم  که ستاره ها را بشماریم 

می دونی وقتی نسیم  روی تنمون پر  بکشه 

 زندگی برام  یه دنیا صفاست 

 یه دنیا شیرینی است 

 یه دنیا عطره 

 دوستت دارم 


|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392  | یک نظر
 چشم گل


چشم گل را شستم 

 خاک گرفته بود 

 دیده باز کرد 

 مرا دید 

 سلام کرد 

گفتم دوستت دارم گلم 

گل خندید 

و مرا به بوسه ایی دعوت کرد 

 همراه با نسیم 

 دوستت دارم گلم

|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392  | 4 نظر
 گلم

گل سرخی را چیدم 

 به یاد تو 

به یاد دل سرخت 

 به یاد دل گرمت 

ان را بوییدم 

 اشنا بود 

عطر  دل تو را داشت 

 به اغوش بردم 

و در نسیم صبحگاهی  با گیسوانت   بازی کردم 

همان گونه که نسیم گلبرگهای  تازه رسته را نوازش می کند 

 دوستت دارم 

 می شناسمت 

 رویت را چرا از من دور کرده ایی ؟

 به هر  نامی می خواهی باش 

 خاطره تو با من است 

 در میان هزاران گل  هم  گلم را می شناسم 

|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392  | 2 نظر
 دریا

ساعتی  امد 

 نوری تابید 

 دلم را روشن کرد 

 رعد و برق 

 رنگین کمان 

دریای مرده ایی بود 

گویا قیامت واقعی است 

 همه زنده شدند 

 عشق پیش از همه امد 

 عشق بود 

 پس از ان 

 بارانی  بر دانه های  خشکیده دلم ریخت 

 سبزه شد و بر دمید و گل داد 

و سلام کرد به خورشید 

دلم زنده شد 

 ابی جاری شد 

گل ها روییدند 

و من  امیدم به او بود 

 افسوس همه خیال و خواب بود 

خواب می دیدم 

 دریای مرده زنده نمی شود !

|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در سه شنبه دهم اردیبهشت 1392  | 2 نظر
 برای من

برای من 

 به یادت  شب را  سبک کردم 

 تو بودی و من بودم که در خیالت غوطه ور شدم 

 چه شیرین بود نگاهت 

 چه دلنشین بود سخنت 

و چه بر دلم نشستی  به زیبایی 

 دوستت دارم 

 به  یادت گل سرخی را چیدم 

 بوییدم  تا یادی از تو کنم 

 صبح سپیده 

 تویی که دلم  را روشن کردی 

 دوستت دارم 

|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در دوشنبه نهم اردیبهشت 1392  | 3 نظر
 برای من

برای من 

برای تو 

 من که را می جویم ؟

 در این هستی بی کرانه 

چشمانم  اسمان را رصد می کند 

 زمین را می کاود 

ماه را می بیند 

 تو همین جایی 

 در دل من 

و من در نگاه تو 

خودم را می بینم 

 در ایینه وجودت 

هزار هم که باشی 

 هزار گونه هم که باشی 

هزار وجه هم داشته باشی 

 من تو را می بینم 

گلم 

 

 

|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392  | 3 نظر
 باغ گل

چه شعری از این زیباتر 

هیچ شعری تاب لطافت  این گل را ندارد 

با بارانی که بر  دوش گل برگ ها و برگ ها دارد 

 به اسمان فخر می فروشد 

در جهان یک تاست 

می شود گفت  اعجاز طبیعت 

ایه خدا 

 این است نشانه خدا 

 بی هیچ ادعایی 

برای تو 

 برای من 

تو را به این باغ می خوانم 

 باغی  با گل های سرخ 


|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در شنبه هفتم اردیبهشت 1392  | 2 نظر
 باغ گیلاس

شکوفه های گیلاس 

برای من 

 برای تو 

ارمغان من برای تو 

هزاران هزار شکوفه های گیلاس 

 برایت دارم 

چشمانت را باز کن

باغ را ببین 

دلم  باغ توست 

 بی تاب توست   

 بیا  به باغ گیلاس 

 به باغ بهاری گیلاس 

 در انتظارت می مانم 

 تا بهار 

|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در جمعه ششم اردیبهشت 1392  | یک نظر
 صبحم تویی


 دوستت دارم 

گلم 

صبحم را  با تو  می اغازم  

 سپیده  را در چشمان تو می بینم 

 و خورشید را در دل تو 

 دوستت دارم 

جانم را روشن می کنی 

چای را با تو می نوشم 

و گرمی  بوسه را حس می کنم 

وقتی سلامم را  سلام می گویی

 دوستت دارم 

صبحم تویی 



|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در جمعه ششم اردیبهشت 1392  | نظر بدهید
 قاب گل سرخ

قاب گل سرخ 


گلم  

برات  قابی از گل سرخ فرستادم 

به ادرسی که داده بودی 

گل هایی که عطر دوستی  را با خود دارند 

تا تو را در عطر دل انگیز مسحور کنند 

تا بدانی که دوستت  باغی از گل دارد 

باغی از گل برای تو 

باغی از گل های رز 

 تو را در کوچه باغ خواهم دید 

 بیا 

 بوسه در انتظار است 

بیا دلم  را روشن کن 

قابی از گل سرخ برایت فرستادم 

با گل برگی که در ان تو دعوت شده ایی 

 به باغ دلم 


|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392  | نظر بدهید
 

oky


|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392  | یک نظر
 برای من

برای من 

|+| نوشته شده توسط ع رحیمی در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392  | نظر بدهید
 گردو

گلم 

کاش  کنار درخت گردویی بودیم 

و این گردوها را می چیدم 

 و به تو می دادم 

و تو هم به من 

 بوسه ایی 

 این به اون در 

چه حالی می داد 

 زندگی 

 همینه 

کاش می دانستیم 

همزیستی 

 مهربانی 

 بوسه 

نشانه زندگی ست 

کاش می دانستیم 

 خدا 

 بوسه را دوست دارد 

 دوستت دارم 

بیا