X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دل نوشته
دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:33 ب.ظ

خودم را نفرین می کنم 

اگر بخواهم دلی را بیازارم

من زور مردم ازاری ندارم

خودم را نفرین می کنم

اگر خاک تو چش گل بریزم

نه نه دل من کویره

هیچ اب و علفی در ان نیست

بارانی و نه حتی سایه ابری

تصمیمت را برای زندگیت بگیر

به من چه کار داری

من که دیوانه  نیستم

شیدا

من دیوانه نیستم

انسانم باور کن

احساس را درک می کنم

اونم احساس جوانی را

من کجا و اسمان پر شور تو کجا

نه نه من سایه تو هم نمی شوم

راهت را برو

من کی باشم

باور کن راست می گویم

نکند باور نکنی

من دوستت دارم

اما نه به قیمت زندگی کسی

من فقط دوستت دارم

زندگی خودت را داشته باش

خورشید زندگیم از میانه اسمان عبور کرده است

و تو در طلوع انی

و من چه خود خواه باشم

تو را نبینم

من با خیالت خوشم

زندگیت را بکن

شادیت را داشته باش

من فقط دوستت دارم همین