X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دل نوشته
دوشنبه 29 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 10:34 ب.ظ

نمی دونی دلم که می گیره

شب و سیاهی می ان

 نه ستاره ایی نه ماهی  نه خورشیدی 

 نه دل گرمی نه بوسه ایی

ادمیان چه بی خیال از هم می رمند

همه بیگانه و غریبه 

وعده ها همه بی بنیاد

قرارها همه سرکاری

این همه ادم در کنارت

یکی با تو دوست نیست

یکی مهربانی نمی کند

هوای بدی است

کلاغ ها همه رفته اند

عشق را سر بریده اند

عاشق را دیوانه می نامند

دوستی را فریب

چه زمانه بدی

رندی همون رندی است

مواظب خودت باش

چه یخ  چه سیاه  سیاه چال

دروغ متعفن

دنیای خوبی نیست

عطر ها همه تقلبی

فروغی هست 

 نمی دونم