X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
دل نوشته
جمعه 15 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 09:19 ب.ظ

خدا می دونه دلم اروم نمی گیره  

اخه من نمی دونم برای چی هستم   

برای چی اومده ام

اموده ام  که چی کار کنم  

به خدا نمی دونم کسی اگر می دونه بیاد به منم بگه  

خوب بوسه هست  

خوبه دوستی هست  

اینا که نبود دنیا خیلی تیره و تار بود   

من می دونم وقتی بمیرم اروم می شم  

همه مرده ها ارومند  

هیچ به کسی کاری ندارند 

 زنده ها که به هم می پرند  

گلوی هم پاره می کنند  

هر چی هم خیال بافی می کنم   

 نمی فهمم 

 به خدا دوستی و بوسه اگر نبود خیلی بد بود  

دوستی و  بوسه خیلی خوبه قدرش بدون  

من بی بوسه می میرم