X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دل نوشته
پنج‌شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 09:36 ب.ظ

ذهنم بد جوری مرا ازار می ده

می خواهم مروارید ذهنم بیابم

اما کو

هیچی نیست

هی سیاهی می اد و می ره

می گه تو کی هستی

می گه تو برای چی هستی

می گم دس از سرم بر دار بی مروت

من چه می دونم

من اومدم

می گن امدی که کامل  بشی

اینم از اون حرف هاست

کامل بشم خنده دار نیست

از چی کامل بشم

ذهن من یه مروارید قشنگ داره

اما من کلیدش ندارم

به خدا نمی دونم چی کار باید بکنم

این در  و اون در می زنم

سرم به سنگ می خوره

نه راهی ندارم

باید کامل بشم

کاشکی می شد یه چیزی فهمید

کاشکی می شد اون طرفم را ببینم

نه مروارید من نمی دونم کجا قایم شده

یه چیزی هست

اما من نمی دونم

شاید هیچی نیست

چه می دونی

میخواهی که بمونی