X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دل نوشته
چهارشنبه 8 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 07:09 ب.ظ

گل ناز هنوز می خنده

می خنده که زنده است

می خنده که گله

به افتاب می  گه دوستت دارم

افتاب هم تنش گرم می کنه

و می گه دوستش داره

نور تو دلش می ریزه

اونم با اون چشمای قشنگش به افتاب ناز می کنه

می گه منم خیلی قشنگم

من گلا را خیلی دوست دارم

نمی دونم ازتو زمین

تو این خاک زمخت

چطوری گل به این خوشگلی در می اد  

این همه نرم و لطیف

این همه زیبایی

اینا کجا بودند

توی این خاک 

منم می تونم این طوری بشم

گل بشم

منم می تونم این طوری بشم اگه بخوام

من همه گلا را دوست دارم

گلا را ادم دوست داره بوس بکنه

تو دلش جا بده