X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
دل نوشته
پنج‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 12:22 ب.ظ

وای که من اب دادن را چقدر دوست دارم

مخصوصا گل ها را

رفتم به باغچه مهربانی  نزدیک خانه امان

شلینگ باغبان را گرفتم

و گل های باغچه را شستم

گل یاس زرد چه زیبا بود

وقتی اب روی سینه هایش می ریخت

و شره کنان روی تنش را می شست

و من لذتی می بردم که نگو و نپرس

پیر مردی  با ویلچر خود نظاره گر من بود

و می گفت اب زندگی است اب اگاهی است

و من گفتم  گل گفتی

بارقه هستی در اب گل می کند

و ان دانش است

و انسانی که می فهمد

بقیه درختان را هم شستم شمشاد ها را

توت ها و...

و خاک ها را برداشتم از روی چش گیاها

چه ذوقی می کردند

در اب می رقصیدند

و من قول دادم که همه هفته سر و سینه انها را بشویم

یاس های زیبا

با اون سینه ها درشت و تو پر

و چه دوست داشتنی