X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دل نوشته
دوشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 09:17 ب.ظ

گاه میانه دو دوست سر هیچ و پوچ به هم می خورد

و این به خاطر مفاهیمی است  که در ذهن دو طرف می گذرد

و اینجاست که زبان کار کرد خود را از دست می دهد

من چیزی می گویم و دوستم چیز دیگری برداشت می کند

و تا می ایی درستش کنی

طرف می گذارد و می رود

و هوا را تاریک می  کند

و من متحیر می مانم دوستم چرا چنین کرد

نمی دانم گاه خستگی ادم را ازار می دهد

و شاید می خواهد کسی را بیابد که دق دلش را سر او خراب کند

و این بهانه می شود

و شاید هم از دوستش توقعی دارد

نمی دانم ادم ها چرا بی خودی خود را ازار می دهند

و دوستاشان  را می رنجانند

من که دلم می گیرد و کلی هم محزون می شوم

شوقم می شکند

و باد بادکی می شوم که از دست کودکی پر می زند

و من می مانم و حسرت دوستی که مرا نمی فهمد

کاشکی دوستم مرا می دید