X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دل نوشته
پنج‌شنبه 2 اسفند‌ماه سال 1386 ساعت 08:15 ب.ظ

تمام قناری هایی که درقفس هستند

تمام مرغ های عاشق

تمام پرنده های اسیر دوست دارند

در قفس را  باز کنند

و پرواز در دل اسمان را تجربه کنند

در دل  نیلی اسمان

و من نمی دانم دوستم

چرا خود را در قفس انداخته است

پدرم ادم و حوا  بهشت را دادند

تا ازادی بیایند

تا ازادی راهی نیست

یک نه فقط فاصله است

دوستم نمی خواهی ازادی را تجربه کنی

من ازادی  را به بهشت تن اسایی ترجیح می دهم

من می خواهم در فضای ازاد پرواز کنم

دوستم تو نمی خواهی ازادی را

ادم فرزند ادم است

زمانی که قفس را بشکند

خدا به انسان ازادی را هدیه داد

 و زمانی هدیه داد

که انسان نافرمانی کرد

نافرمانی از بودن در قفس بهشت

ادم گفت نمی خواهم بهشتی را که در ان ازادی نیست

و من  در اسارت باید ها و نبایدها  هستم

بایدی  که خود نمی دانم چیست

و نبایدی که باز خود نمی دانم چیست

و من می خواهم  خود سرنوشت خود را رقم بزنم

می خواهم با ازادی انتخاب کنم

راهی را که باید بروم

و راهی را که  نیابد بروم

و من کویر زندگی را بر ان بهشت در بند ترجیح می دهم

من می خواهم پرواز کنم در دل ابی اسمان

من نمی خواهم ان تنعمی را که با ازادی همراه نیست

من کوله بارم را بر می دارم

و در وادی سرگردانی می مانم

و با حیرت می گویم خدایا من این را دوست دارم

ازادی را

باید ها و نباید ها را هم خود می سازم

فرشتگان در گاهت در تنعم ابدی باشند

من می خواهم با رنجی که دارم

و با اراده خودم

بهشت را فرا چنگ اورم

و تو بخشنده و مهربانی

و می دانم مرا در رحمت خود غرق می کنی

من دوستی را دوست دارم

که خود باشد

و ازادی را فریاد بزند

و پرواز دل ابی اسمان را دوست داشته باشد

من زیبایی را در پرواز زیبا می دانم

من شادی را در شادی دوست دارم

من اوای بهشتی را در دنیای نیلوفریی می خواهم

ابی ابی

و من ابی اسمان را دوست دارم

و بهشت را با دوست می خواهم

بهشت بی دوست

بهشتی نیست

بهشت در ازادی است

 ازادی